عشق به ميهن ، تعلق خاطر نسبت به زادگاه ، دلبستگي به آب و خاک و در نهايت دفاع و حمايت از نواميس وطن ، يک موهبت فطري و طبيعي است و با توجه به همين موهبت الهي است که هر انسان با ايمان و عقل انديش و آزاده وطنش را دوست دارد و به آن عشق مي ورزد. هر ايراني غيرتمند و خداشناس و آزاده وظايف خويش را نسبت به وطنش مي شناسد و در ايفاي همين وظايف مقدس از هيچ گونه ايثار و فداکاري دريغ نمي ورزد.
عوامل پيشرفت همه جانبه عبارتند از:
تعيين استراتژي
استفاده از دانش بومي
اهميت پژوهش
خصوصي سازي يا واگذاري امور تصدي هاي اقتصادي به مردم
وظيفه شناسي مردم
وحدت
مهرورزي
اعتماد به نفس
نقش آموزش و پرورش
به جز مواردي که اشاره گرديد عوامل ديگري از قبيل عزم و اراده ، تعقيب هدف ، افزايش در آمد و ثروت ملي ، عشق و علاقه ، کارداني و تدبير ، اصرار در غلبه بر مشکلات، تلاش هاي پيگير و بي امان و خستگي ناپذير ، مجاهدت و مهم تر از همه توکل به خداوند و استعانت از عنايات حضرت سبحان در تحقق پيشرفت هاي همه جانبه کاملا تاثيرگذار مي باشد.
توکل بر خدا
براي پيشرفت کردن و رسيدن به مقصد يکي از مسائلي که بسيار مهم است توکل بر خداست .
انسان با توکل به خدا آرامش پيدا مي کنه . نه توکل به خدا به صورت زباني بلکه به صورت قلبي . فکر نکنيد کار آسونيه ... خيلي هم سخته اما کارسازه . وقتي به خدا توکل کنيد فکر ميکنيد هميشه يکي مراقب شماست اين خيلي باعث دلگرميه .
پيشرفت
متاسفانه گاهي اوقات وقتي يک فرد در کار خود متعهد و مسئول است و مي خواهد کار در بهترين حالت انجام شود آنقدر اطرافيان با شايعات - تفرقه افکني - زدن حرف هاي بي اساس و ... انرژي از فرد مي گيرند که شايد فقط ??? يا کمتر از انرژي براي صرف شدن در کار مورد نظر باقي بماند . اميدوارم هر روز کمتر از روز پيش شاهد چنين رفتارهايي باشيم .
توکل و اميد به گشايش در کارها
در اينجا به ذکر ابياتي از مولانا در بيان اين مطلب مي پردازم که در رسيدن به هدف و پيشرفت در زندگي اصل مهم و بدون انکار ، داشتن توکل به خداوند و اميد به گشايش در کارها توسط اوست .
در بخش اول به اين نکته اشاره ميشود که يک تاجري که قرار است بر کشتي بار نهد حتما به خداوند توکل کرده که اين کار را انجام مي دهد زيرا او خود نمي داند که در اين سفر نجات يافته است يا غرقه .
و در بخش بعد حرف هاي يک تاجر را بيان مي کند که چون توکل به خدا نکرده ، در شک افتاده و مي گويد من تا ندام حالم چگونه است و آيا سالم به مقصد ميرسم يا خير ، پس سوار کشتي نمي شوم .
در اينجا مولانا بيان مي کند که اين شخص هيچگاه بازرگان نخواهد شد زيرا "ترسنده طبع و شيشه جان" است و در کارش نه سودي مي کند و نه زيان . اما در بيت بعدي مي گويد چرا اين شخص هم، زيان کار است زيرا فردي است " محروم و خوار " .
در اين ابيات ديديد که چه زيبا و در مثالي روشن مولانا نقش توکل و اميد به خدا را در پيشرفت هر فرد بيان کرده است از دست دادن خودباوري ، شجاعت ، ابتکار و خلاقيت و از دست دادن فرصتها از موانع پيشرفت است
|